مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )
37
تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )
فصل دوم 69 - مونگليك براى اجراى خواستههاى يسوگاى بهادر رفت و به دايى ساچان گفت : « برادر ارشدت يسوگاى بهادر « 1 » دربارهء تموچين بسيار انديشناك است و در دل رنج مىبرد . من عقب تموچين آمدهام » . دايى ساچان گفت : « اگر خويشاوند من دربارهء پسرش انديشناك است ، پس [ او ] برود ، و وقتى [ پدرش را ديد ] ، زود بازگردد » . مونگليك آچيگا « 2 » ، تموچين را برد . 70 - بهار [ آن سال ] اورباى « 3 » و سقتاى « 4 » هر دو خاتون « 5 » امبقاى قاان رفتند ، تا اولين ميوهها و [ محصولات ] زمين را به « بزرگان » هديه كنند . هوآلون اوجين [ نيز ] آمد ؛ ولى چون آخرين نفرى بود كه رسيد ، آخرين نفر شد . هوآلون اوجين به اورباى و سقتاى هر دو گفت : « شما با خود گفتيد كه يسوگاى بهادر مرده است و چون پسران من بزرگ نيستند ، چنين مرا از سهم « بزرگان » [ كه شيرينىهايى به شكل ] سنگ چخماق ، و آشاميدنىهاى قربانى است ، عقب گذاشتهايد ؟ به نظرم شما مىخواستيد كوچ كنيد و مرا براى خوردن بيدار نكنيد » . 71 - در جواب اين سخنان ، اورباى و سقتاى هر دو خاتون ، گفتند : « تو از آن كسانى نيستى كه هر وقت ميل داشته باشند ، غذا بخورند . تو از آنهايى كه هر وقت داشته باشند مىخورند . تو از آن كسانى نيستى كه بر سر سفره دعوت بشوند ، تو از آنهايى هستى كه هروقت چيزى بهدست آورند ، مىخورند . هوآلون ، آيا چون امبقاى مرده تو اينچنين با ما سخن مىگويى ؟ » .
--> ( 1 ) - برادر در اينجا به معنى نزديكى و مناسبات دوستى است و دايى ساچان خويشاوند همسر يسوگاى است ( م ) . ( 2 ) - Aciga ، به معنى پدر است ( م ) . ( 3 ) - Orbai ( 4 ) - Soqatai ( 5 ) - خاتون به معنى بانو و همسر رئيس و خان است ( م ) .